به کاخـُـن خوش آمدید :)

کتاب چهار ساعت کار در هفته | آیا میشه با چهار ساعت کار ثروتمند شد؟

The 4 hour workweek یا چهار ساعت کار در هفته اسم کتابیه که توی این وبلاگ قرار معرفیش کنیم و بخشای مهمشو با همدیگه مرور کنیم. کتاب the 4 hour workweek  نوشته تیموتی فریس (TIMOTHY FERRISS) نویسنده آمریکایی هست که برای اولین بار سال 2007 به چاپ رسید. توی این کتاب آقای فریس ادعا میکنه که با هفته ای چهار ساعت کار میشه به درآمدی بالا رسید. اول کتابش هم؛ دقیقا زیر تیتر کتاب چهار ساعت کار در هفته نوشته: کار اداری رو ولش کن، هرجا عشقته زندگی کن و به ثروتمندان جدید   (NEW RICH) بپیوند. خیلی جاها از کتاب می خونیم که لازم نیست ثروتمند باشیم. لازم نیست کار فعلیمونو برای پیوستن به ثروتمندانِ جدید ول کنیم و حق داریم که به رویاهامون برسیم. اجباری نیست که برای پول درآوردن هر روز 7 صبح بریم اداره و تا 3 ظهر کار کنیم، میشه هرجایی که دلمون میخواد بیزینس خودمون رو مدیریت کنیم. تو سفر، کنج خونه؛ زمانی که روو مبل لم دادیم یا هرجای دیگه. پس همراه من باشید تا ببینیم نکات مثبت و منفی این کتاب که یکی از پر فروشترین کتاب های موفقیت هست چیه!

معرفی اجمالی کتاب چهار ساعت کار در هفته

بررسی مقدمه

کتاب چهار ساعت کار در هفته با نظر چندتا از نویسنده ها و کارآفرین های مطرح دنیا مثل جک کنفیلد (JACK CANFIELD) یا فیلیپ تون (PHILIP TOWN)  شروع میشه. نظر 16 نفر که همه بدون استثناء از کتاب تعریف کردن و هندونه گذاشتن زیر بغل آقای فریس شاید یکم توو ذوق بزنه. بهتر بود به مخاطب اجازه بده تا اول کتاب رو بخونه و بعد از روی کنجکاوی بره سراغ نقدها یا نظراتی که راجع به کتاب داده شده. شاید با کمی سختگیری بشه گفت که؛ یکی از نکات منفیِ کتاب همینه که زیادی خودشو تحویل گرفته. با این حال شاید هم این موضوع به نویسنده و محتوای کتاب the 4 hour workweek دَخلی نداشته باشه و کار، کار انتشارات کتاب باشه.

فصل اول

مقدمه

FIRST and FOREMOST  اولین فصل از کتابه که تیم فریس به سوالهای زیادی که ممکنه ذهنِ همه ی مارو درگیر کرده باشه جواب میده. به سوالهایی که با دیدن تیتر کتاب به ذهنمون میرسه. شاید بشه گفت پاسخ هایی که به این سوالات داده شده دورنمایی از کل کتابه. یعنی به ما یه سری سرنخ میده که بفهمیم قراره چه چیزهایی یاد بگیریم یا چه نکاتی دستگیرمون بشه. بریم چندتا از این سوالهارو مرور کنیم:

لازم هست که کارِ فعلیمون رو کنار بگذاریم و ریسک کنیم؟!

نه جفتشو نگهدار. میتونی از حقه های زیادی برای پیچوندن اداره و کارت برای راه اندازی بیزینس جدیدت استفاده کنی.

سن خاصی برای شروع لازم هست؟ (بین 20 تا 30 سال مثلا؟)

خیر؛ کتاب چهار ساعت کار برای هرکسیه که از زندگی سنتی و قدیمی خسته شده و می خواد یه زندگیِ درست و حسابی برای خودش دست و پا کنه. پس اگر از زندگی؛ با استانداردهای محدود کننده و از قبل نوشته شده خسته شدید، بهتره که این کتابو بخونید.

به سرمایه زیاد یا ثروتمند بودن نیاز هست؟

اصلا؛ پدر و مادر من (یعنی پدر مادر تیموتی فریس) سرجمع سالی 50 هزار دلار درآمد نداشتن (یچی این وسطا بگم بهتون؛ این ارقامو لطفا به ریال برنگردونید، جواب نمیده متاسفانه!!!!)

به مدرک آکادمیک نیاز هست؟

خیر؛ خیلی از آدمهای موفق دنیا، نه از هاروارد فارغ التحصیل شدن نه از جای دیگه. مدرک داشتن از دانشگاه های خفن به شما یه درآمد بالا؛ با هفته ای حداقل 80 ساعت کار میده و باعث میشه 15 تا 30 سال کارِ مخرب رو به جون بخرید که همه ی این ها به عنوان یک پیش فرض برای زندگی ما از قبل نوشته شده.

چرا این کتاب رو بخونم؟

تیموتی برای توضیح جواب این سوال، شروع می کنه به وسوسه کردن شما. من نمیدونم این کار درسته یا نه ولی قبلا گفتم بازم میگم کاش می ذاشت خود مخاطب برای خوندن این کتاب و عمل کردن به پیشنهاداش تصمیم بگیره. البته این خاصیت کتابهای زرد هستش که شمارو تحریک به رویاپردازی برای این آینده تون می کنه؛ حالا این که به اون رویا برسید یا نه تضمینی نداره.

 به هرحال وسوسه هاش همچینم بیراه نیست مثلا یه جای کتاب میگه:”ما توو این کتاب ابزاری بهتون میدیم که برای به واقعیت رسوندن رویاهاتون لازم نباشه تا بازنشستگی صبر کنید؛ همشونو همین الان داشته باشید.” اینکه اون ابزارها چیا هستن توو بخشای بعدی میخونیم.

 جلوتر که میریم به یه جمله میرسیم که تقریبا یکی از نکات مهمه کتاب THE 4-HOUR WORKWEEK  جاییه که فریس خیلی استادانه ذهن شمارو درگیر حرفش میکنه:” اکثر مردم نمیخوان پولدار بشن اونا بیشتر می خوان چیزایی که فقط و فقط پولدارا میتونن بخرنو داشته باشن.” این جمله باعث میشه آدم فک کنه شاید واقعا همه مسیرو تا الان اشتباه اومده. ما بیشتر فکر میکنیم کاش یه ویلا دوهزار متری توو جزیره ی نخل دوبی داشته باشیم، یا یه جت اسکی که به BMW  سری X وصلش کنیم و با کتونی های  فیلیپ لینمون پا رو پدال بذاریم( قطعا بنزین سه هزار پونصد تومنی هم مهم نیست، اون پونصد تومنش بخاط سوپر بودنشه.) این افکار مارو از مسیرمون ممکنه دور کنه، تیموتی نظرش اینه که باید الان، همین حالا با هرچقدر سرمایه که داری به فکر پولدار شدن باشی و مثل سرمایه دارا زندگی کنی. اون حتی یه جایی به کار خیلی زیاد برای پولدار شدن اعتراض میکنه، میپرسه: اینکه مثل برده(SLAVE) یه عمر کاری کنی بعد پولدار بشی ضروریه؟

البته ما باید به این مسئله توجه کنیم که خیلی از مردم کشورمون حتی زمان فکر کردن به این جملات هم ندارن، اونا به قدری محکوم به فقر شدن، که فکر نون نمیذاره دنبال همچین مطالبیرو بگیرن. منم نمیخوام خیلی خوشبینانه به این کتاب نگاه کنم و بگم که هرکی بخونه قطعا پولداره، نه همچین چیزی نیست. این تلاش ماست که مارو پولدار میکنه(تیموتی فریس هم به این نکته بارها اشاره میکنه) اما همین که ما با نوع جدیدی از زندگی که فقط چهارساعت از وقت مارو توو هفته میگیره، آشنا بشیم بدون شک خالی از لطف نیست. این اثر چهارچوب ذهنیه مارو به هم میریزه و همین قضیه باعث میشه که متفاوت فکر کنیم، متفاوت عمل کنیم و طبعا به نتایج متفاوتی هم برسیم. نتایج متفاوت تقریبا اکثرشون نتایج خوبی هستن. چون یک مسیر جدیدی رو برای ما هموار کردن. (تیموتی فریس توو بخشی از کتاب میگه: به جز علم و قانون، تمام قوانین زندگی ما قابلیت زیرپا گذاشتن رو دارن.) اگر سریال VIKINGS رو دیده باشید، قهرمان داستان(راگنار) به علت پافشاریش برای سفر کردن به غرب و غارت فرمانروایی های جدیده که به اون شهرت پرآوازش میرسه و تبدیل میشه به قهرمان تاریخ وایکینگ ها.

هدف کتاب در یک جمله

هدف کتاب و دلیلی که تیموتی برای خوندن این کتاب به ما ارائه میده، همه در مسیر ثروتمند شدنه، اونم به روش جدید، کار کم و درآمد بالا و همینطور هرجایی که دلت میخواد نه تو اداره و نه زیر زور و فریادهای رئیست.

حالا به نظرتون ریسک شکستن قوانین زندگی و کشف مسیرهای جدید که قطعا باعث زیرپا گذاشتن قانون های زندگی روتین و سنت هاش میشه چقدره؟ اصلا می ارزه به اینکه شروع کنیم به تغییر سبک زندگیمون؟

قوانین ثروتمند ماندن

خود کتاب چهار ساعت کار در هفته میاد یکسری قانونو برای پیدا کردن مسیر درست و افتادن توی مسیر ثروتمندان جدید ارائه میده. بریم ببینیم این قوانین چیا هستن:

  1. بازنشستگیرو فراموش کنید. یکجوری برنامه بچینید که همیشه انرژی برای کار کردن داشته باشید.
  2. علاقه و انرژیتونو مدنظر قرار بدید. این دوتا مکمل همدیگه هستن.
  3. ماحصل کارتون باید تمرکز اصلیتون باشه. باید تلاش کنید که تو زمان کم، بهره ی زیادی ببرید.
  4. برای دیگرون کار کردنو فراموش کنید. همین الانم که برای خودتون کار نمی کنید کلی دیر شده.
  5. عذرخواهی کردنو یاد بگیرید ولی برای کاری که دوست دارید اجازه نخواید.
  6. تمرکزتونو بذارید روی تقویت نقاط قوتتون و سعی کنید به نقاط ضعفتون نپردازید.
  7. لازم نیست دنبال بهترین چیز باشید. چیزهای خوب زیادن، یکیشو انتخاب کنید.
  8. جمع کردن پول به معنی ثروتمند شدن شما نیست. با پولی که دارید طوری که دوست دارید زندگی کنید. این یعنی ثروتمندی.
  9. بعد از اینکه به یک درآمد ثابت رسیدید، سعی کنید درآمد ساعتی خودتونو افزایش بدید، یعنی بجای اینکه بیشتر کار کنید دنبال پول بیشتر توی همون میزان ساعت کاریتون باشید.
  10. استرس همیشه چیز بدی نیست. از استرس مثبت به خوبی استفاده کنید.

فصل دوم

مدیریت زمان مدرن

هرچی راجع­به نحوه مدیریت زمان که قدیمیا گفتنو دور بریز. مدیریت زمان به مفهمو جدید یعنی اینکه شما نتیجه بیشتری در زمان کمتری بگیری. وگرنه با ساعتی 16 ساعت کار همه می تونن پولدار بشن!!!

برای این کار هم دوتا قانون عمده وجود داره:

قانون پارتو:

طبق این قانون 80 درصد از نتیجه ای که شما از کارتون می گیرید حاصل شده از 20 درصد تلاشیه که کردید.

قانون پارکینسون:

این قانون میگه که؛ پیچیدگی هر کاری با توجه به زمانی که برای تکمیلش اختصاص داده میشه، افزایش پیدا می کنه.

پس میشه گفت با توجه به این دوتا قانون و کلیت کتاب چهار ساعت کار درهفته لازم نیست شما زمان زیادیرو صرف کار کردن کنید. بهتر اینه که فکر کنید که چجوری از مدت زمانی کوتاه بهره ی بالای ببرید.

روشهای مدیریت زمان مدرن

  • نادیده گرفتن اطلاعات سطحی می تونه کمک خوبی برای مدیریت زمانتون باشه. اینکه بیاید و فکر کردن به کارهای نشدنی و کم ارزش رو از زندگیتون حذف کنید بهترین کمک می تونه باشه که مفید ار کنید.
  • اطلاعات کمتری رو وارد ذهنتون کنید. ذهن مثل جسم خسته میشه و کارایش میاد پایین. پس لازمه که بهش اطلاعات اضافی ندیم. اطلاعات روزانه جز همین اطلاعات سطحی و بی ارزشن. اطلاعاتی مثل اخبار روز، دنبال کردن سوشال مدیای آدمای مشهور و …. همه و همه فقط هدر دادن وقته.
  • تمرین کنید که چیزهای بی اهمیتو به صورت کامل از زندگیتون حذف کنید. مثلا لازم نیست هر ساعت اینستاگرامتونو چک کنید. لازم نیست روزی ده بار با دوستاتون حرف بزنید. همه ی اینا انرژی و وقت مفیدتوتو ازتون می گیره و به مرور تبدیل به عادتهایی میشه که دل کندن ازشون راحت نیست. پس از همین الان شروع کنید به ترک کردن این کارهای بی مورد و کم اهمیت.

به زودی فصل های بعدی کتاب چهار ساعت کار هم آپلود می کنم. همراه من باشید تا ببینیم میشه واقعا چهار ساعت کار در هفته کرد و پولدار شد یا نه.

مخ لص

به اشتراک گذاشتن این نوشته در:

نظر

2 نظر

  • ممنون از معرفی این کتاب. توی صفحه اینستاگرامتون وقتی معرفی کردید خوندمش. بقیه کتاب‌ها رو هم بذارید لطفا استفاده کنیم. 🙂

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توئیتر

یوتوب

اینستا

توئیتر

یوتوب

اینستا