به کاخـُـن خوش آمدید :)

فریلنسر موفق چه کارهایی انجام می‌ده؟| به همراه 9 نکته آموزشی

تو این مقاله، قصد داریم راجع به کار و زندگی یک فریلنسر موفق صحبت کنیم. پس اگه اول راه فریلنسینگ هستی و می‌خوای پر قدرت فعالیت فریلنسری رو شروع کنی، یا مدتیه که فریلنسر شدی ولی می‌خوای تبدیل به یک فریلنسر موفق بشی، در ادامه‌ی این مطلب به نتایج خوبی می‌رسی.

بیاید با هم سری بزنیم به نکاتی که هر فریلنسری باید بهشون توجه کنه تا تو کسب و کارش موفق بشه.

نکات قابل توجه برای تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق

یک فریلنسر موفق ، روی یک یا چند مهارت تسلط داره

کسی که قصد داره فعالیت فریلنسری رو آغاز کنه و توی این مسیر به یک فریلنسر موفق هم تبدیل بشه، باید مهارتی که توش استعداد داره و بهش علاقه هم داره رو انتخاب کنه و یاد بگیره و روش مسلط بشه.

یک فریلنسر موفق باید به حدی روی مهارتش مسلط باشه که بتونه از پس هر پروژه و نیاز هر کارفرمایی بر بیاد.

کسایی که تا حد ابتدایی تو هر مهارتی پیش رفتن و اسم خودشون رو گذاشتن ” فریلنسر ” ، هرگز نمی‌تونن تو این حرفه به موفقیت برسن.

پس یکی از مهم‌ترین نکاتی که ما رو به تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق نزدیک می‌کنه، داشتن تسلط کافی روی مهارت‌مونه.

یک فریلنسر موفق ، حتما از راهنمایی‌ کسایی که تجربه دارن، به خوبی استفاده می‌کنه

بعد از این‌که وارد فریلنسینگ شدید و اطمینان حاصل کردید که تو حیطه‌ی مهارت‌تون حرفی برای گفتن دارید، سعی کنید از بقیه افرادی که مدتیه وارد این حرفه شدن کمک و راهنمایی بگیرید و اون‌ها رو چراغ راه فریلنسری‌تون بدونید.

درسته که به قول آنتونی رابینز، نویسنده و بازیگر امریکایی، “باورها و ارزش‌ها، بهترین راهنما و مشاور زندگی ما هستند.” ولی آیا همیشه باورهای ما درستن؟ آیا درباره‌ی راهی که تازه می‌خوایم واردش بشیم، همه‌چی رو می‌دونیم؟ بهتر نیست از کسی که این راه رو قبلا رفته و از پیچ و خمش با خبره کمک بگیریم ؟

مطمئنا این کار بهتره و بعد از مدتی، با تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق ، بیشتر و بهتر این موضوع رو درک می‌کنیم.

خوبه با تعداد زیادی فریلنسر درباره حرفه‌شون، چالش‌های مسیر کاری‌شون، سبک زندگی فریلنسری و تجربیات‌شون صحبت کنیم. مطمئنا این افراد می‌تونن راه رو برامون روشن کنن.

خدا رو چه دیدی، شاید بهمون ثابت کردن که خیلی جاها بیهوده ترسیدیم و سر دوراهی قرار گرفتیم و راه رو برامون هموار تر کنن.

یک فریلنسر موفق کارهاش رو با برنامه‌ریزی پیش می‌بره

یه نفسی تازه کنید و ادامه‌ی این مطلب رو با قدرت خیلی بیشتری مطالعه کنید چون بسیار بسیار موضوع و نکته‌ی مهمیه و تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق بدون توجه به این نکته اصلا امکان پذیر نیست.

برنامه‌ریزی… موضوعی که کل زندگی یک فریلنسر موفق حولش می‌چرخه. یه جورایی می‌شه گفت فریلنسر بدون برنامه‌ریزی مثل خونه‌ی بدون دیواره. همون‌طور که خونه بدون دیوار معنایی نداره، فریلنسر هم بدون برنامه‌ریزی بی معنیه.

یک فریلنسر موفق باید حتما همه‌ی کارهاش رو طبق برنامه‌ی مشخصی پیش ببره. حتی کارهای شخصی مثل تفریح، سفر، مهمونی و … .

ما فریلنسرها تحت نظر ارگان خاصی کار نمی‌کنیم و رئیسی بالا سرمون نداریم. پس به طور کامل شرایط برای خوش گذرونی و پشت گوش انداختن کارها و به تعویق انداختن پروژه‌ها فراهمه.

فریلنسری که از این شرایط سو استفاده می‌کنه و طبق برنامه پیش نمی‌ره، از تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق دور می‌شه و رسما باید دنبال کار دیگه‌ای بگرده.

بریم با هم برنامه‌ریزی رو از ابعاد مختلف مرور کنیم و راجع بهشون توضیح بدیم.

برنامه‌ریزی برای زمان

از اون‌جایی که با ورودمون به فریلنسینگ، مدیریت تموم لحظات زندگی بر عهده‌ی خودمون قرار می‌گیره، باید تو حفظ و استفاده‌ی درست از اون کوشاتر باشیم.

این‌که مدیریت زمان تو دست خودمون باشه، می‌تونه به ما کمک کنه که با توجه به شرایط و ویژگی‌های خودمون برای تایم کار کردن و استراحت کردن برنامه‌ریزی کنیم. اما نکته این‌جاست که خیلی از فریلنسرها از این آزادی در انتخاب تایم کاری، استفاده‌ی درستی نمی‌کنن و برنامه‌ی کار و زندگی‌شون رو از نظمی که باید داشته باشه، دور می‌کنن.

خیلی از فریلنسرها با کار کردن بیش از حد، دور زندگی رو خط می‌کشن و قیدش رو می‌زنن. با این هدف که پول بیشتری در بیارن و به خواسته‌هاشون نزدیک‌تر بشن. این دسته از افراد بعد از مدتی که زندگی‌شون رو به این شکل پیش بردن، بالاخره روزی خسته می‌شن و دیگه توان قبلی‌شون رو از دست می‌دن و در بعضی موارد حتی ” کار زده ” می‌شن. یعنی دیگه رغبتی برای کار کردن ندارن.

غیر از این، اگه یک فریلنسر بدون در نظر گرفتن مدیریت زمان، تموم وقتش رو برای کار کردن صرف کنه و طی روزهای متوالی هیچ فعالیت دیگه‌ای نداشته باشه، مطمئنا کارهاش کیفیت مطلوبی نخواهند داشت.

دسته‌ی دیگه‌ای از فریلنسرها هم هستن که می‌بینن کسی تعیین نمی‌کنه براشون که چه موقعی و یا اصلا چقدر کار کنن. بعد تصمیم می‌گیرن فعلا به کارهای دیگه‌شون مثل رفتن به سینما، گپ و گفت با رفقا، سفر رفتن و بقیه کارهای فان و تفریح رسیدگی کنن و بعد که اون کارها تموم شدن، تازه برن سراغ انجام دادن پروژه‌ها.

این دسته هم باید فکر تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق رو از ذهنش دور کنه چون فریلنسری که انجام دادن پروژه‌ها رو می‌ذاره تو اولویت‌های آخر، مطمئنا جدیتی تو کارش نداره.

برنامه‌ریزی برای کارهای شخصی

زندگی یک کارمند رو تصور کنید… تو ایران حدودا ساعت 30 : 07 تو محل کارشون حاضر می‌شن و بسته به ارگانی که داخلش کار می‌کنن، تا ساعت مشخصی ( اکثرا تا ساعت 30 : 14 ) کار می‌کنن و بعد از اون به زندگی شخصی‌شون می‌تونن رسیدگی کنن تا فردا صبح که دوباره برن سر کار.

اما ما فریلنسرها زمان مشخصی برای کار کردن و رسیدگی به زندگی شخصی نداریم. یعنی کسی برامون تعیین نکرده. پس، ما باید با توجه به ویژگی‌های خودمون برنامه‌ی دقیقی رو برای مقدار کار کردن و ساعات شروع و اتمام کارمون ایجاد کنیم. نکته‌ی مهم تو برنامه‌ریزی، پایبند بودن به اونه. باید برنامه‌ای داشته باشیم که بتونیم همیشه بهش عمل کنیم و وفادارش باشیم.

چیزی که خیلی از ما فریلنسرها بهش توجه زیادی نداریم، اوقاتیه که باید برای خودمون صرف کنیم. اوقاتی که فکرمون رو از کار و پروژه‌ها و چالش‌هایی که داریم، خالی کنیم و مشغول چیزایی بشیم که روح‌مون رو جلا می‌دن و باعث می‌شن با انرژی بیشتری برگردیم به سمت ادامه‌ی کار.

این رو یادتون باشه، یک فریلنسر موفق کسی نیست که فقط پشت سر هم کار کنه و فرصتی برای تنفس در اختیار خودش قرار نده. یک فریلنسر موفق کسیه که در حد توانش کار کنه و حواسش به زندگی و کارهای شخصی‌اش هم باشه. به اصطلاح، بین کار و زندگیش مرزی ایجاد کنه و این دو رو متعادل نگه داره.

یک فریلنسر موفق خودش رو بروز نگه می‌داره

همون‌طور که می‌دونید، ما فریلنسرها تو بستر آنلاین کار می‌کنیم. این روزها فکی می‌کنم زمینه و بستری که بیشتری رشد رو داره، همین بستر آنلاینه. با نگاهی به چند سال اخیر متوجه می‌شیم که تو زمینه‌ی دیجیتال مارکتینگ چه اتفاق‌های جدیدی رخ داده و چه کارهای نو و دست نخورده‌ای وارد بازار کار آنلاین شدن.

مطمئنا وقتی که مدتی از کار کردن‌مون بگذره، این احساس رو خواهیم داشت که جریانی در جهان اطراف‌مون وجود داره که باعث می‌شه هر روز نسبت به روز قبلش دچار تحول بشه. خبب…. اون موقع وقتش رسیده که ما هم  وارد جریان جهان بشیم و با رشدی که می‌کنه، همراهی‌اش کنیم.

چطوری ؟ مثلا با یادگیری مهارت‌هایی که تازه وارد بازار می‌شن، با ارتقا مهارت یا مهارت‌های که الآن باهشون سر و کار داریم، با تکمیل مهارت‌هامون و خیلی کارهای دیگه.

یادگیری مهارت‌هایی که پیرامون فریلنسینگ هست و یا ارتقا مهارت‌هامون به ما کمک می‌کنه که به یک فریلنسر موفق تبدیل بشیم و روز به روز به تعداد کارفرماهامون افزوده بشه.

یک فریلنسر موفق ، رفتار خوبی با کارفرما داره

بعضی چیزا حین کار به دست میاد. مثلا من قبل از شروع فریلنسینگ فکر نمی‌کردم که رفتار، ربطی به این حرفه داشته باشه، چه برسه به اینکه بتونه تأثیر بسزایی هم روی پیشرفت این کار بذاره. چون فکر میکردم هیچوقت کارفرما رو نمی‌بینم و ارتباط خاصی باهش ندارم.

ولی حالا که روزهام با این حرفه سپری می‌شه، می‌فهمم که اتفاقا چون کارفرما رو نمی‌بینم، باید رفتار حرفه‌ای تری داشته باشم تا اون فرد، حتی وقتی با من به طور مجازی ارتباط برقرار می‌کنه هم بتونه اعتماد کنه و قوت قلب بگیره. همین قوت قلب گرفتن باعث می‌شه دوباره پروژه‌اش رو به ما بسپره و حتی به بقیه هم معرفی‌مون کنه. در نتیجه، هم خودمون حس می‌کنیم که داریم تبدیل به یک فریلنسر موفق می‌شیم، هم کارفرماها به این نکته دست پیدا می‌کنن.

یک فریلنسر موفق برای کارش می‌جنگه

همیشه از کسایی که تو کارشون موفق‌ان شنیدیم که میگن: “برای شغلتان بجنگید.”

ولی مطمئنم که قبل از شروع کار، نمی‌تونیم اینو به طور کامل درک کنیم. چون طبیعتا باید چالشی رو عمیقا احساس کنیم تا بفهمیم جنگیدن یعنی چی!

ولی شرایط دشوار هر شغلی به دست خود ما تغییر می‌کنه. پس برای این‌که یک فریلنسر موفق بشیم، باید در صورت مواجه شدن با هر چالشی، شروع کنیم به جنگیدن باهش تا جایی که به اون چیزی که می‌خوایم، برسیم.

بذارید یه مثال از خودم بزنم. روزای اول کاری، اگر کارفرما دستمزدم رو با تأخیر می‌داد یا وقتی ایده‌های غیر ممکنی رو وارد پروژه می‌کرد، به قدری اعصابم پریشون می‌شد که انرژی‌ام رو برای انجام بقیه پروژه ها از دست می‌دادم. یا برخی مواقع، برخورد بعضی از کارفرماها اذیتم می‌کرد.

ولی بعد از مدتی قبول کردم این‌ها جزئی از کار من محسوب می‌شن و باید برای حل‌شون به دنبال راهی بگردم. با کمک گرفتن از بقیه دوستام که تو همین زمینه مشغول کار بودن و تمرین و امتحان کردن، به نتایج عالی‌ای رسیدم. در کنار همه‌ی این کارها، صبور بودن رو تمرین کردم و تصمیم گرفتم که تو این مسیر بجنگم.

بهتون پیشنهاد می‌کنم شما هم وقتی با مشکلی تو کارتون مواجه می‌شید که اذیت‌تون می‌کنه، مقابلش بایستید و بجنگید. اون موقع‌ست که احساس آرامش بیشتری می‌کنید و خیلی راحت‌تر می‌تونید به کارهاتون رسیدگی کنید.

امیدوارم با خوندن این مقاله، یک قدم به تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق نزدیک‌تر شده باشید.

مخلص

به اشتراک گذاشتن این نوشته در:

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توئیتر

یوتوب

اینستا

توئیتر

یوتوب

اینستا