درحال بارگذاری...

فریلنسر پاره وقت | 4 نکته برای فریلنسینگ به صورت نیمه وقت

فریلنسر پاره وقت (فریلنسینگ به صورت نیمه وقت)

ممکنه خیلی از ما مشغول شغلی باشیم که کلی دوسش داریمو نمی‌خوایم از دستش بدیم. یا یه شغلی داریم که درآمد بالایی داره ولی علاقه‌مون فریلنسینگه. در چنین شرایطی بهترین کاری که می‌شه کرد اینه که ابتدا به صورت فریلنسر پاره‌ وقت کار کنیم و بعد اگر دیدیم شرایط داره تغییر می‌کنه و فریلنسینگ و دورکاری می‌تونه پاسخگوی تمامی نیازهامون باشه، تبدیل بشیم به فریلنسر تمام وقت. اما برای شروع فریلنسینگ به صورت پاره وقت یکسری نکات هست که باید رعایت بشه. در این مقاله فرض بر اینه که شما یک شغل دارید و به هر دلیلی مثل علاقه به فریلنسینگ، علاقه به شغل فعلیتون، نیاز به درآمد بیشتر و … می‌خواید فریلنسینگ‌رو به صورت پاره وقت تجربه کنید. تو این مطلب سعی می‌شه به مواردی‌ که به شما تو این مسیر کمک می‌کنه پرداخت بشه. اگر می‌خواید یه فریلنسر پاره وقت باشید، شاید بد نباشه که این مقاله رو تا آخر بخونید.

چرا فریلنسر پاره وقت ؟

شاید به ذهنتون برسه که حالا چرا فریلنسر پاره وقت ؟ چند مورد از شرایطی‌رو که باعث می‌شه یه شخصی به این سمت بیادو براتون مثال می‌زنم که دلیلشو بدونید. شاید اصلا بعضی از این شرایط طبق اوضاع زندگی شما باشه و به فکرتون برسه که فریلنسینگ ‌رو به صورت نیمه وقت شروع کنید.

درآمد پایین

خیلی از ماها تو زندگیمون حداقل یکبار شرایطی‌رو تجربه کردیم که با هرانتخابی ریسک بزرگی‌رو به جون بخریم. یه شخص محترمی‌رو تصور کنید که شاغله ولی درآمد پایینی داره. از یکطرف خرج یه خانواده‌رو می‌ده و نمی‌تونه ریسک کنه که شغلشو بذاره کنار و فریلنسینگ‌رو شروع کنه. مجبوره هم تو کارش بمونه هم به عنوان فریلنسر پاره وقت مشغول به گرفتن پروژه بشه.

علاقه به شغل فعلی

خیلی‌ها هستن که مشغول کاری هستن که به‌شدت بهش علاقه دارن. مثلا یه شخصی کافه داره، یه شخصی نجاره و کارش با چوب حس خوب برش دادن و ساخت اجسام مختلفه. همین شخص بخاطر داشتن وقت آزاد می‌خواد به‌جای تلف کردن ساعت‌های روز به عنوان فریلنسر نیمه وقت مشغول به کار بشه.

تنفر از شغل فعلی

بعضی‌ها هم که تعدادشون متاسفانه تو ایران کم نیست، از کاری که می‌کنن لذت نمی‌برن و صرفا بخاطر موقعیت شغلی‌ و درآمددی که دارن بیخیالش نمی‌شن. از یک‌طرف هم عاش فریلنسری و کارایی هستن که خودشون رئیس خودشون باشن. فریلنسینگ پاره وقت برای این گروه هم می‌تونه گزینه‌ی خوبی باشه.

مهارت فوق‌العاده بالا

اما گاهی شرایط سخت، باعث رو آوردن به فریلنسینگ به صورت پاره وقت نمی‌شه. خیلی از رفقایی که تو این حرفه مشغول هستن انقدر کار‌شون درسته و انقدر درجه کیفی نمونه کارهاشون بالاست که نه نیازی به کار تمام وقت دارن نه به سمتش می‌رن. ماهی دو تا پرو‌ژه می‌گیرن (البته این فقط یه مثال و از هر شاخه فریلنسینگ به شاخه‌ی دیگه‌اش ممکنه متغیر باشه.) و با همون خرج سه ماهشونو درمیارن.

اکثر این فریلنسرهای متبحر یک روزی تمام وقت کار می‌کردن و بعد از مدتی برای پرداختن به خودشون و ارتقا سطح کیفی کار‌شون به عنوان فریلنسر پاره وقت کارشون رو ادامه دادن. این کار باعث می‌شه که هم چیزای بیشتری یاد بگیرن هم پروژه‌های کمترو با کیفیت بالاتری ارائه بدن.

چجوری مثل یک فریلنسر پاره وقت کار کنیم؟

چند مورد هست که می‌تونه بهتون کمک کنه تا یه فریلنسر پاره وقت خوب باشید. من چهار موردشو براتون گلچین کردم که از مهمتریناشونم هست. بریم ببینیم چه خبره!

کار اصلی خودتو به آغوش بکش

شرمنده یا سرخورده نشید از اینکه کنار کار اصلیتون به عنوان فریلنسر هم مشغولید. اتفاقا این شرایط می‌تونه برای برخی خیلی هم ایده‌آل باشه. شما درآمد ثابتتونو دارید و تو وقتت آزادتون دورکاری هم می‌کنید. اتفاقا در خیلی موارد کلی موقعیت جدید هم براتون فراهم می‌کنه. تو محل کارتون ممکنه کلی مشتری(کارفرما) برای گرفتن پروژه پیدا کنید. رابطه‌های جدید و عالی بگیرید و بتونید خودتونو ارتقا بدید.

جدا از این‌ها شما وقتی خودتونو فریلنسر به‌حساب میارید باید بدونید که یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های یه فریلنسر خوب خلاقیت و نو‌آوریه. شما با حضورتون تو جوامع متفاوت کاری می‌تونید کلی ایده برای پروژه‌هاتون پیدا بکنید. کلا تو اجتماع بودن برای یه فریلنسر عالیه. چون هم جلوی انزواشو می‌گیره، هم باعث می‌شه از آدم‌های اطرافش و محیطی که توش قدم می‌ذاره کلی ایده بگیره. شما یه فریلنسر معمار رو در نظر بگیری. برای چنین شخصی حضور تو فضاهای ساختمونی جدید می‌تونه باعث ایجاد کلی ابتکار بشه. پس کار به عنوان فریلنسر پاره وقت رو ضعف یا بدی ندونید و کنار شغل اصلیتون با آغوش باز پذیراش باشید.

از زمانی که داری عاقلانه استفاده کن

اینجوری به نظر می‌رسه که یکی از دلیل‌های موجه برای تبدیل شدن به فریلنسر پاره وقت عدم وجود شرایط ایده‌آل برای تمام وقت کار کردنه. پس چیزی که وجود داره و بدیهیه اینه که ما زمان کمی داریم و از همین زمان کم باید به بهترین نحو استفاده کنیم. پس باید باهوش باشیم و ببینیم کدوم قسمت از روز بهترین زمان برای کار کردنه. مثلا من خودم کسی نیستم که از خواب صبحم بزنم و مثلا پنج صبح بلند بشم که فریلنسینگ کنم، یا حتی لذت کتاب خوندن آخر شبو با کار به عنوان فریلنسر پاره وقت عوض نمی‌کنم.

من زمان زیادی ‌رو تو تاکسی و مترو می‌گذرونم. همینطور معمولا زمان آزاد زیادی تو محل کارم دارم. عموما اگر مترو شلوغ نباشه با لپ‌تاپ به کارهای ویرایشی و کوچیک‌کوچیکی که از قبل مونده، می‌رسم و تو تاکسی به پادکست‌ها و ویدیوهای آموزشی مربوط به حرفه‌ام گوش می‌دم. تو زمان آزاد کاری که دارم هم، می‌رم سراغ اصل پروژه. اما ممکنه شغل شما یک جوری باشه که روزتون تقسیم به بشه. مثل اکثر شغل‌های کارمندی و اداری. تو چنین حالتی تکلیفتون مشخصتره. می‌تونید بخشی از وقت استراحتتون رو با خانواده بگذرونید و بخشیشیم هدیه بدید به کارتون ( یه پروژه‌ برای درآمد بیشتر یا پیگیری آموزش در زمینه مهارت مورد علاقتون) و روزتون رو اینطوری به سرانجام برسونید.

روابط جدید و جدی ایجاد کنید.

حضور توی محل کارتون می‌تونه باعث بشه که شما با آدم‌های خیلی مهمی برخورد کنید. از مدیرکل شرکت یا سازمانی که توش مشغولید تا ارباب‌رجوع‌هایی که میان سراغتون. فرض کنید داخل یه بوتیک مشغول به‌کار باشید. مشتری لباستون می‌تونه به فکر راه‌اندازی یه سایت برای شرکت خصوصیش باشه و شما هم یه فریلنسر برنامه‌نویس که بخاطر شرایط زندگیش نمی‌تونه بیخیال کار کردن تو بوتیک بشه. همین یک رابطه می‌تونه جرقه‌ای بشه برای رفتن به سمت فریلنسینگ تمام وقت.

اگر خوتونو به عنوان فریلنسر پاره وقت معرفی می‌کنید باید بدونید که رابطه‌هایی که می‌سازید شمارو سرپا نگه می‌داره. پس از صحبت کرد و گپ زدن با اطرافیاتون هراس نداشته باشید. خیلی از آدم‌های اطرافتون که می‌بینید موفق هستن بخاطر همین شرایط‌های ناگهانی و اتفاقیشون بوده. مثلا زنده‌یاد عباس کیارستمی. اگر وقت کردید حتما برید خاطره‌شو راجع‌به اینکه چجوری پاش به سینما باز شد بخونید. اون‌وقت حتما به معزه شانس و رابطه‌های جدید با آدم‌های جدید ایمان میارید.

شرایط خارج از کنترل چی می‌شه پس؟

قطعا وقتی به عنوان فریلنسر پاره وقت کار می‌کنیم باید منتظر روزی باشیم که شرایط به کلی از کنترلمون خارج می‌شه. مثلا تو یکروز عادی یه پروژه گرفتیم که باید تا دو هفته دیگه تحویلش بدیم و همونروز رئیس از در اتاقمون بدون در زدن وارد می‌شه و می‌گه:” دو روز دیگه به مدت یک هفته می‌ری فلان شهر بای ماموریت، بار و بندیلتو ببند.”

فاجعه! همین مسئله‌ست که باعث می‌شه شما با حرفه‌ای به نام: مدیریت بحران که تو کشور ما فوق‌العاده حرفه‌ای بهش عمل می‌شه! آشنا بشید. یادتون باشه که از همون اول قرار بوده نیمه وقت کار کنید. پس تا زمانی که تصمیم قطعی برای رفتن به سمت فریلنسینگ تمام وقت نگرفتید، تو حیطه فریلنسر پاره وقت بمونید و مرزهارو رد نکنید. تو این شرایط شما باید از قبل پیش‌بینی ماموریت شغلی، افزایش زمان کاری، بدخلق شدن رئیس، مشکل خانوادگی و … کرده باشید. پیشنهادی که دارم اینه: نصف کاری که تواناییشو دارید انجام بدید قبول کنید. اگر فریلنسر مترجم هستید و در ماه می‌تونید چهارتا پروژه پنجاه صفحه‌ای بگیرید تبدیلش کنید به دو تا پروژه، یا یه پروژه هشتاد صفحه­‌ای و یه‌ پروژه بیست صفحه‌ای. اینجوری مطمئن می‌شید که اگر تو موقعیت غیرقابل پیش‌بینی‌ای قرار بگیرید اوضاع از کنترلتون خارج نمی‌شه.

به دردت خورد؟

امیدوارم این مقاله که حاصل تجربیات نویسنده و تلفیقی از مقالات سایت thefreelancersyear است، تونسته باشه بخشی از نقطه‌های تاریک ذهنتونو در مورد کار کردن به عنوان فریلنسر پاره وقت روشن کرده باشه و اگر به فکر این کار بودید، بتونید شروع کنید، یا حداقل جدی‌تر بهش فکر کنید. دمتون گرم.

مخ‌لص

به اشتراک گذاشتن این نوشته در:

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توئیتر

یوتوب

اینستا

توئیتر

یوتوب

اینستا