درحال بارگذاری...

ورود به فریلنسینگ چگونه است و چه تفاوت‌هایی با سایر مشاغل دارد ؟

تعریفی کلی از فریلنسینگ :

فریلنسینگ یک حرفه یا یک شغل هست که با مهارت های افراد سر و کار داره . شما برای ورود به فریلنسینگ حتما باید در یک مهارت خاصی ، تخصص داشته باشید تا بتونید نیازهای کارفرماها رو به راحتی پاسخ بدید .

البته منظورمون از مهارت ، هر مهارتی نیست . منظورمون مهارت هایی هستن که قابلیت آنلاین انجام شدن هم داشته باشن . چون این حرفه به فریلنسرها این اختیار رو می ده که از راه دور و غیر حضوری با کارفرماهاشون در ارتباط باشن .

پس مهارتی که ثمرش یک کالای فیزیکی باشه ، در فریلنسینگ عملا بی کاربرده . در واقع فریلنسینگ کمک می کنه تا هر فردی بدون وابستگی به ارگان خاصی ، به تنهایی کار کنه .

بذارید با یک مثال این موضوع رو براتون شفاف تر کنم .  

فرض کنید تخصص شما طراحی لوگو هست . شما میتونید لوگو رو داخل سیستم تون طراحی کنید و به صورت آنلاین برای مشتری ، یا بهتره بگم  برای کارفرماهاتون ، بفرستید . همون طور که میدونید ، به این روش کار کردن می گن “دورکاری” . فریلنسینگ هم تقریبا همین معنی رو می ده .

این حرفه به شما این فرصت رو می ده که هر زمان ، هرجا و برای هر فردی کار کنید . اون هم تو حیطه ی مهارتی که تخصصش رو دارید و بهش علاقه مندید . چون دیگه زیر نظر فرد یا ارگان خاصی کار نمیکنید ، دیگه صبح علی الطلوع نیازی نیست کارت بزنید ، دیگه مجبور نیستید تو یک چهاردیواری خسته کننده کار کنید .

فریلنسینگ دقیقا برای شما آزادی حین کار رو معنی می کنه و باعث می شه خودتون برای زندگی تون تصمیم بگیرید .

حالا بریم سراغ بحث اصلی مون .

ورود به فریلنسینگ به چه صورته ؟

ورود به فریلنسینگ شاید با ورود به بقیه مشاغل کمی متفاوت باشه . البته کمی بیشتر از کمی !

فریلنسرها برای شروع فعالیت فریلنسری شون باید یک سری مسیرها رو طی کنن .

مثلا

1. در یک مهارت خاص ، تخصص داشته باشن :

قبل از ورود به فریلنسینگ ، افراد حتما حتما باید بتونن حداقل در یک مهارت بسیار عالی عمل کنن و بدونن که خواسته های کارفرماها رو می تونن به خوبی متوجه بشن و اون ها رو برطرف کنن .

اصلا شروع این حرفه بدون داشتن مهارت معنایی نداره چون روند کاری فریلنسینگ هول همین مهارت ها می گرده .

پس لازمه ی ورود به فریلنسینگ ، متخصص بودن در حداقل یک مهارت خاص هست .

2. روی مهارت های مخصوص فریلنسینگ تسلط داشته باشن :

فریلنسرها باید علاوه بر مهارت اصلی ای که دارن ، باید روی بقیه مهارت هایی که در فریلنسینگ اهمیت ویژه ای دارن هم مسلط باشن . چون فریلنسینگ مجموعه ای از مهارت هاست و اگه فریلنسرها یکی از اون ها رو نادیده بگیرن ، ممکنه دار فریلنسینگ رو وداع بگن .

از جمله این مهارت ها می شه اشاره کرد به :

2-1   مهارت مدیریت زمان فریلنسرها :

فریلنسرها به این خاطر که زمان کار کردن شون دست خودشونه و هر زمانی که اراده کنن ، میتونن مشغول کار بشن ، خیلی وقتا دچار مشکل میشن . چون یا برای اینکه چول بیشتری دربیارن ، بیش از حد کار می کنن ، یا فکر می کنن کسی بالا سرشون نیست که به زور اون ها رو وادار به کار کردن کنه ، پس می رن سراغ اهمال کاری !

در صورتی که مدیریت زمان فریلنسرها اینجا به کار میاد و به اونها کمک میکنه تا هم به زندگی شون رسیدگی کنن و هم به کارشون .

2-2  مهارت مدیریت مالی فریلنسرها :

یکی از مزایای فریلنسینگ اینه که درآمد فریلنسرها مقدار ثابتی نیست که فرد دیگه ای اون رو تعیین کرده باشه . البته این موضوع برای خیلی از فریلنسرها از جمله معایب فریلنسینگ به حساب میاد . بگذریم ، این که درآمد فریلنسرها ثابت نیست و میزان درآمدشون متناسب با مقدار تلاشیه که میکنن ، ممکنه باعث بشه در ماه های مختلف ، درآمد متعادلی نداشته باشن .

چون طبیعیه که بعضی اوقات به هر دلیلی نتونن زیاد کار کنن ، یا برعکس ، گاهی اوقات بیش از حد معمول کار کنن . پس توجه به مدیریت مالی فریلنسرها باید مورد توجه قرار بگیره تا در زمینه ی اقتصادی دچار مشکل نشن .

2-3  مهارت مذاکره فریلنسرها :

فریلنسینگ حرفه ای هست که سراسر با تعاملات مختلف سپری میشه . از ابتدا که فریلنسر با کارفرما آشنا میشه ، تا عقد قرارداد و بحث سر جزئیات کار ، تماما نیازمند ایجاد یک تعامل خوب و سازنده هست تا در آخر ، هم خود فریلنسر و هم کارفرما از پروژه ی به ثمر رسیده راضی باشن .

خوب بودن یا نبودن تعامل ، به میزان خیل زیادی بستگی به نحوه ی مذاکره ی فریلنسرها داره . اگر فریلنسرها تو این زمینه کوتاهی کنن ، ممکنه کارفرماهای زیادی رو از دست بدن و رفته رفته بقیه رقبا جاشون رو تو فریلنسینگ بگیرن .

غیر از اینها ، مهارت های دیگری هم هستن که دونستن شون برای هر فریلنسری ضروریه ، مثل : مهارت مدیریت رسانه ، مهارت مدیریت پروژه و … که نام بردن و توضیح دادن همه ی اون ها از حوصله ی این مقاله خارجه . بعدها در مقاله های جداگانه راجع به هر کدوم بیشتر صحبت میکنیم .

3. نمونه کار تهیه کنن :

فریلنسرها برای این که دیده بشن و کارفرماها اون ها رو بشناسن ، باید نمونه کارهایی از خودشون رو در معرض دید دیگران قرار بدن .

این نمونه کار ها می تونه پروژه هایی باشه که برای کارفرماهای قبلی انجام داده ، و یا اگه فریلنسر تازه کار هست ، می تونه پروژه هایی رو خودش در نظر بگیره و با انجام دادن اون ها ، نمونه کار ایجاد کنه .

4. قبل از ورود به فریلنسینگ ، با افراد مختلف راجع به این حرفه صحبت کنن :

خیلی از ما ها در برابر شنیدن نظرات بقیه و یا توصیه هاشون ، جبهه میگیریم و فکر می کنیم خودمون به همه ی مسیر آگاهیم .

در حالی که قبل ازشروع هر کاری ، به خصوص قبل از شروع فعالیت فریلنسری ، نیازه که نسبت به خیلی از جوانب این حرفه اطلاعات بیشتری داشته باشیم و به قولی نقشه ی راه رو از قبل بدونیم .

چون فریلنسینگ همه ی ابعاد مختلف کار رو روی دوش خودمون می ذاره و یه جورایی می شه گفت مسئولیت همه کارها رو میندازه گردن خود ما فریلنسرها .

پس چه خوب که از راهنمایی هیچ فرد با تجربه ای نگذریم و از توصیه هاشون نهایت استفاده رو ببریم .

تفاوت های بین ورود به فریلنسینگ و بقیه مشاغل :

از اون جایی که فریلنسینگ با بقیه مشاغل تفاوت های زیادی داره ، بی شک ورود به این حرفه هم با بقیه مشاغل و حرفه ها متفاوته .

این تفاوت ها اعم از :

1. عدم نیاز به سابقه کار :

برای ورود به خیلی از مشاغل ، بالا سری ها قبل از هر چیزی ازمون سابقه کار میخوان . من به شخصه متوجه این قضیه نمیشم . یعنی افرادی که سابقه کار خوبی داشته باشن ، پیشرفت میکنن و همه جا خواهان شون هستن ؟

 بعد اون افرادی که سابقه کار ندارن و تازه میخوان وارد کسب و کار بشن ، باید به خاطر نداشتن سابقه کار به بن بست بخورن ؟ خب تا کی ؟ این چرخه ی بی معنی ای که به وجود میاد دقیقا کی و کجا از بین میره ؟

بی خیال … یک نفس عمیق بکشید !

بیایم سر بحث فریلنسری مون . داشتم می گفتم که برای فریلنسر شدن حتما نباید سابقه کار داشته باشی . البته اگه سابقه کار خوبی داشته باشی احتمالا کارفرماها راحت تر بهت اعتماد می کنن ، ولی تنها راه جلب اعتماد کارفرما ها و گرفتن پروژه ، داشتن سابقه کار نیست .

پس چیه ؟

همون طور که تو بخش قبلی هم گفتم ، نمونه کار می تونه کار ما رو به خوبی در معرض نمایش قرار بده و کارفرماها رو به سمت مون بکشونه .

2. شروع فریلنسینگ کم هزینه ست :

ورود به خیلی از مشاغل ، نیازمنده سرمایه ی اولیه هست که خیلی ها از پسش بر نمیان و متاسفانه بعضیاشون دست از اون کار میکشن .

این در صورتیه که فریلنسینگ نیاز به سرمایه اولیه نداره . محیط کار فریلنسرها که میتونه هرجایی که دلشون میخواد ، باشه . وسایل مورد نیازشونم که هرچی باشه ، احتمالا حین یادگیری اون مهارت خریداری کردن . از اون جایی که فریلنسرها میتونن تو خونه دفتری هاشون کار کنن ، پس هزینه ی رفت و آمدشون هم به حداقل میرسه .

3. فریلنسینگ دست روی مهارت هایی میذاره که از قبل یاد گرفتیم :

ما با ورود به خیلی از مشاغل ، مهارت هایی که از قبل یاد گرفتیم و برای متخصص شدن توی اون ها زحمت کشیدیم رو می بوسیم و میذاریم کنار ، و میریم سراغ کاری که کوچک ترین ربطی به مهارت مورد علاقه مون نداره .

این موضوع ، کم آزاری به ما آدما نمیرسونه . تصور کن بیشتر روز رو مشغول کاری باشی که اصلا برای تو نیست .  

فریلنسینگ میتونه توی رهایی ما از این قضیه خیلی کمک کننده واقع بشه چون از همون ابتدا تا انتها ما رو در کنار مهارت های مورد علاقه مون نگه میداره .

     این ها تنها قسمت کوچکی از تفاوت های بین ورود به فریلنسینگ و بقیه مشاغل بود که براتون نوشتم ، چون دنیای فریلنسری دنیای نوپا و جدیدیه که با سیاست بقیه مشاغل فرسنگ ها فاصله داره .

به اشتراک گذاشتن این نوشته در:

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توئیتر

یوتوب

اینستا

توئیتر

یوتوب

اینستا